تبليغاتX
فرهنگی و اجتماعی و هنری

فرهنگی و اجتماعی و هنری

 

 

حقوق بشر زباني

مقدمه

با در نظر گرفتن "اعلاميه جهانی حقوق بشر" مورخ ١٩٤٨ که در مقدمه‌اش اعتقاد خود را به "برابری حقوق پايه ای بشر کرامت و ارزش افراد انسانی و حقوق برابر مرد و زن" بيان مينمايد؛ و نيز در ماده دوم خود که اعلام ميکند "همه افراد بدون در نظر گرفتن "نژاد رنگ جنسيت زبان دين باورهای سياسی و يا ديگر باورها منشاء ملی و يا اجتماعی مالکيت محل تولد و يا خصوصيات ديگر" دارای همه حقوق و آزاديها ميباشند"؛

با در نظر گرفتن "عهدنامه بين‌المللی حقوق سياسی و مدنی" ١٦ دسامبر ١٩٦٦ (ماده ٢٧) و "عهدنامه بين‌المللی حقوق فرهنگی اجتماعی و اقتصادی" به همان تاريخ که در مقدمه های خود بيان مينمايند آحاد نوع بشر نميتوانند آزاد شمرده شوند مگر آنکه شرايطی فراهم گردد که آنها را قادر به اعمال و بهره برداری از هر دوی حقوق مدنی و سياسی و حقوق فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود نمايد؛

با در نظر گرفتن "قطعنامه ١٣٥-٤٧" ١٨ دسامبر ١٩٩٢مجمع عمومی سازمان ملل متحد که "بيانيه در حقوق افراد متعلق به اقليتهای ملی ائتنيکی دينی و زبانی" را تصويب نمود؛

با در نظر گرفتن اعلاميه ها و توافقنامه های (کنوانسيونهای) مجمع اروپا مانند "کنوانسيون اروپائی برای حفظ حقوق بشر و آزاديهای اساسی" به تاريخ ٤ نوامبر ١٩٥٠ (ماده ١٤)؛

 "کنوانسيون شورای وزيران مجمع اروپا" به تاريخ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢ که "مقاوله نامه (چارتر) اروپائی برای زبانهای منطقه ای و يا اقليتی" را تصويب نمود؛ "اعلاميه در باره اقليتهای ملی" تهيه شده توسط نشست سران مجمع اروپا در تاريخ ٩ اکتبر ١٩٩٣ ؛ و "کنوانسيون چهارچوب برای محافظت از اقليتهای ملی" نوامبر ١٩٩٤ ؛

با در نظر گرفتن "بيانيه انجمن بين‌المللی قلم در سانتياگو د کومپوستلا" و "بيانيه ١٥ دسامبر ١٩٩٣ کميته حقوق زبانی و ترجمه ای انجمن جهانی قلم در رابطه با پيشنهادی برای برگزاری کنفرانسی جهانی در موضوع حقوق زبانی"؛

با در نظر گرفتن اين امر که در شهر رسيف برزيل "اعلاميه ٩ اکتبر ١٩٨٧ دوازدهمين سمينار انجمن بين‌المللی برای توسعه تفاهم و ارتباط بين فرهنگها" به سازمان ملل متحد توصيه نمود که گامهای لازم را برای تصويب و اجرای اعلاميه جهانی حقوق زبانی بردارد؛

با در نظر گرفتن "کنوانسيون ١٦٩ سازمان جهانی کار" مورخه ٢٦ ژوئن ١٩٨٩ در باره مردمان بومی و طايفه ای در کشورهای مستقل؛

با توجه به "اعلاميه جهانی حقوق جمعی خلق‌ها" بارسلونا مه ١٩٩٠ که اعلام نمود همه خلقها در درون چهارچوبهای سياسی متفاوت از حق افاده و توسعه فرهنگ زبان و قواعد سازمانيابی خويش و در نهايت از حق پذيرش و دارا بودن نهادهای حکومتی ارتباطاتی تحصيلی و سياسی خود برخوردار ميباشند

 

با در نظر گرفتن "بيانيه نهائی پذيرفته شده در همايش عمومی فدراسيون جهانی معلمان زبان مدرن" در شهر پچ (مجارستان) به تاريخ ١٦ آگوست ١٩٩١ که به شناخته شدن رسمی حقوق زبانی به عنوان حقوق پايه ای انسانی توصيه نموده بود؛

با در نظر گرفتن "گزارش کميسيون شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد ٢٠ آوريل ١٩٩٤ " در ارتباط با طرح "اعلاميه در حقوق خلقهای بومی" که به حقوق فردی در پرتو حقوق جمعی نظر ميکند؛

با در نظر گرفتن طرح "بيانيه کميسيون حقوق بشر بين آمريکائی در باره مردمان بومی" مصوب نشست ١٢٧٨ به تاريخ ١٨ سپتامبر ١٩٩٥؛ با در نظر گرفتن اينکه اکثريت زبانهای در خطر نابودی متعلق به گروههای مردمانی ميباشند که از حق حاکميت ملی خود برخوردار نيستند و اينکه عوامل اصلی که از توسعه اين زبانها ممانعت کرده و به روند جايگزينی زبانی ديگر به جای آنها شتاب ميبخشند عبارتند از نبود حکومتهای خودگردان آنها و سياست دولتها که ساختارهای سياسی و اداری و زبان خود بر آنها را تحميل مينمايند؛

با در نظر گرفتن اينکه حمله نظامی مستعمره نمودن اشغال و ديگر نمونه های به انقياد در آوردن اجتماعی اقتصادی و سياسی اغلب اوقات شامل تحميل مستقيم زبانی خارجی بوده و يا حداقل تصورات موجود در باره ارزش و منزلت زبانها را خدشه دار نموده و موجب ايجاد آنچنان رفتارهای زبانی سلسله ای ميگردند که وفاداری زبانی متکلمين به آنها را از بين ميبرند؛ و با در نظر گرفتن اينکه زبانهای برخی از خلقهائی که حاکميت ملی خود را بتازگی بدست آورده اند متعاقبا و در نتيجه سياستی که زبان قبلی قدرتهای استعماری و يا امپرياليستی را مقدم ميشمارد در روند جانشينی زبانی در ميغلطند؛ با در نظر گرفتن اينکه جهانی شدن ميبايست بر اساس تلقيای از تنوع زبانی و فرهنگی غالب آمده بر روندهای يکسانسازی و تجريد حذفی زبانها و فرهنگها بنياد گذارده شود؛

با در نظر گرفتن اين نکته که به منظور تامين نمودن همزيستی صلح آميز بين جمعيتهای زبانی ميبايست اصولی عمومی يافت شوند که تشويق و ارتقاء موقعيت و احترام به همه زبانها و کاربرد اجتماعی آنها در محيطهای عمومی و خصوصی را تضمين نمايند ؛

با در نظر گرفتن اينکه عوامل گوناگون با ماهيتهای غيرزبانی (عاملهای تاريخی سياسی سرزمينی جمعيت شناسی اقتصادی اجتماعی-فرهنگی و اجتماعی-زبانی و عوامل ديگر مربوط به رفتارهای جمعی) مسائلی را ايجاد ميکنند که منجر به نابودی به حاشيه رانده شدن و يا انحطاط زبانهای بيشمار ميگردند و نيز برای اينکه بتوان راه حل های مناسبی برای هر مورد خاصی اعمال نمود حقوق زبانی ميبايست به طوری همه جانبه بررسی گردند؛ با اعتقاد به اينکه "اعلاميه جهانی حقوق زبانی" به منظور تصحيح عدم توازنهای زبانی در پرتو تضمين احترام و توسعه کامل همه زبانها و پايه گذاری اصولی برای صلح و برابری عادلانه زبانی در سراسر جهان به عنوان عاملی کليدی در حفظ روابط اجتماعی موزون مورد نياز ميباشد؛

بدينوسيله اعلام ميدارند که آغاز موقعيت هر زبان در پرتو ملاحظاتی که در زير آمده اند محصول تقارب و اندرکنش دامنه وسيعی از عوامل با ماهيتهای سياسی و قانونی ايدئولوژيک و تاريخی جمعيتشناختی و قلمرو-سرزمينی اقتصادی و اجتماعی فرهنگی زبانشناختی و زبانی-اجتماعی بين زبانی و ذهنی است

 

در حال حاضر اين فاکتورها بدينگونه تعريف ميشوند: - تمايل ديرينه يکسانسازی اکثريت دولتها به کاهش تنوع و تشويق رفتارهائی که بر ضد چندگانگی فرهنگی و تکثر زبانی ميباشندּ - سير به سوی اقتصاد جهانی و بدنبال آن بازار جهانی اطلاعات ارتباطات و فرهنگ که باعث مختل گرديدن محيطهای مناسبات مشترک و گونه های تاثير متقابلی که انسجام درونی جمعيتهای زبانی را تضمين مينمايند ميشودּ

- مدل رشد اکونوميسيستی پيشنهاد شده توسط گروههای اقتصادی ماوراءملی که خواهان يکی نشان دادن کاهش کنترلهای دولتی با پيشرفت و فرديت گرائی رقابتی بوده و باعث ايجاد نابرابريهای جدی و فزاينده زبانی فرهنگی اجتماعی و اقتصادی ميگرددּ

- جمعيتهای زبانی در عصر حاضر از سوی عواملی مانند نداشتن حکومتهای ملی (خودگردان) خود نفوس محدود و يا جمعيتی که به لحاظ جغرافيائی قسما و يا کاملا پراکنده شده است اقتصادی شکننده زبانی استاندارديزه نشده و يا مدلی فرهنگی در ضديت با مدل فرهنگی مسلط در معرض تهديد قرار دارندּ اين عوامل ادامه حيات و گسترش بسياری از زبانها را عملا غيرممکن ميسازد مگر آنکه اهداف اساسی زيرين ملحوظ شوند:

ּּ) از ديدگاه سياسی هدف طراحی روشی برای سازماندهی تکثر و تنوع زبانی به گونه ای که به مشارکت موثر جمعيتهای زبانی در اين مدل توسعه جديد اجازه دهدּ

ּּ) از ديدگاه فرهنگی هدف تامين و ايجاد محيط ارتباطات جهانيای سازگار با مشارکت برابر همه خلقها جمعيتهای زبانی و افراد در روند توسعهּ

ּּ) از ديدگاه اقتصادی هدف تشويق پايدار توسعه بر پايه مشارکت همه و بر اساس احترام به تعادل محيط زيست جوامع و در روابط برابر بين همه زبانها و فرهنگهاּ

بنا به همه دلايل فوق الذکر اين اعلاميه مبداء حرکت خود را "جمعيتهای زبانی" و نه "دولتها" قرار ميدهد و ميبايست به اين اعلاميه در متن تقويت موسسات بين‌المللی قادر به تضمين نمودن توسعه برابر و پايدار همه جامعه بشری نگريستּ به همين دلايل همچنين از اهداف اين اعلاميه تشويق ايجاد چهارچوبی سياسی برای تنوع زبانی مبتنی بر احترام همزيستی هماهنگ و منافع متقابل ميباشدּ

عنوان مقدماتی: مفاهيم

ماده ١

۱- اين بيانيه "جمعيت زبانی" را بدين گونه تعريف مينمايد: هر جامعه انسانی که به لحاظ تاريخی در "محيط سرزمينی" معينی فارغ از به رسميت شناخته شدن و يا نشدن آن سکنی گزيده و خود را به عنوان يک توده با هويت واحد دانسته و زبان مشترکی را به عنوان وسيله ای طبيعی برای ارتباط و هم بندی فرهنگی بين اعضای آن توسعه داده استּ تعبير "زبان خاص يک سرزمين" (زبان نياخاکی) به زبان جمعيتی که به شرح فوق در همچو محيطی سکنی گزيده باشد اطلاق ميشودּ

٢- اين اعلاميه مبداء حرکت خود را بر اين اصل قرار ميدهد که حقوق زبانی در عين حال و يکجا هم فردی و هم جمعی ميباشندּ در تعريف دامنه کامل حقوق زبانی اين اعلاميه

 

مرجع خود را مورد يک جمعيت زبانی تاريخی در محيط سرزمينی خود قبول مينمايدּ و آنچه از اين محيط درک ميشود نه تنها گستره جغرافيائيای که جمعيت در آنجا زندگی مينمايد بلکه محيط اجتماعی و عمليای که برای توسعه و شکوفائی تمام و کمال يک زبان حياتی است ميباشدּ تنها بر اين اساس امکان دارد که حقوق زبانی گروههای ذکر شده در نقطه ٥ ام اين اعلاميه و حقوق افرادی که در خارج سرزمين زبانی خويش ميزيند را برحسب پيوستگی و درجه بندی تعريف نمودּ

٣- به منظور کاربرد در اين بيانيه گروههايی که دارای يکی از موقعيتهای زير باشند نيز متعلق به يک جمعيت زبانی و ساکن در سرزمين خود شمرده ميشوند:

الف- هنگامی که آنها از بدنه اصلی جمعيت خود توسط مرزهای اداری و يا سياسی جدا شده باشندּ

ب – هنگامی که در طول تاريخ در منطقه کوچک جغرافيائيای محصور شده توسط اعضاء جوامع زبانی ديگر تثبيت شده باشندּ

ج- هنگامی که در منطقه جغرافياييای که در آن با اعضاء جمعيتهای زبانی ديگری با سوابق تاريخی مشابه سهيم و شريکند تثبيت شده باشندּ

٤- اين بيانيه همچنين مردمان عشايری کوچرو در مناطق قشلاق-ييلاق خودشان و همچنين مردمان تثبيت شده در نواحی به لحاظ جغرافيايی پراکنده را به عنوان جمعيتهای زبانی در سرزمينهای تاريخی خود ميپذيردּ

٥- اين اعلاميه "گروه زبانی" را بدين شکل تعريف مينمايد: هر گروه از اشخاص دارای زبان واحد که زبانشان در محيط سرزمينی جمعيت زبانی ديگری تثبيت شده اما دارای سابقه تاريخی برابری با اشخاص جمعيت مهمانپذير نبوده نباشدּ نمونه های اين چنين گروههائی مهاجرين پناهندگان اشخاص ديپورت شده و اعضای دياسپورا ميباشندּ

ماده ٢

١- اين بيانيه اعلام ميدارد که هرگاه گروهها و جمعيتهای زبانی گوناگون در سرزمين واحدی مشترک باشند حقوق مندرجه در اين اعلاميه ميبايست بر اساس احترام متقابل و به گونه ای اعمال شوند که دمکراسی به حداکثر اندازه ممکنه تضمين گرددּ

٢- در جستجو برای وصول به تعادل اجتماعی-زبانی رضايت بخش به عبارت ديگر به منظور ايجاد هماهنگی مناسب بين حقوق مربوطه چنين جمعيتها و گروههای زبانی و افراد متعلق بدانها عوامل مختلفی - علاوه بر سوابق تاريخی مربوطه آنها در سرزمينها و مطالبات آنها که به روشهای دمکراتيک بيان شده اند- ميبايد در نظر گرفته شوندּ اينچنين عواملی شامل ماهيت اجباری مهاجرتها که منجر به همزيستی جمعيتها و گروههای مختلف ميشود و همچنين درجه آسيب پذيری فرهنگی اجتماعی-اقتصادی و سياسی آنها ميگرددּ

ماده ٣

١- اين اعلاميه حقوق زير را به عنوان حقوق شخصی غيرقابل سلبی که در هر گونه شرايط امکان برخورداری از آنها وجود دارد قبول مينمايد:

- حق به رسميت شناخته شدن شخص به عنوان عضوی از يک جمعيت زبانی؛
- حق شخص برای استفاده از زبان خود در مکانهای خصوصی و عمومی؛
- حق شخص برای استفاده از نام خود؛
- حق شخص برای ايجاد مناسبات و پيوند با ديگر اعضای جمعيت زبانی مبداء خود؛
- حق شخص برای حفظ و گسترش فرهنگ خود؛

- و همه حقوق ديگر مربوط به زبان که در "عهدنامه بين‌المللی حقوق سياسی و مدنی ١٦ دسامبر ١٩٦٦ " و "عهدنامه بين‌المللی در باره حقوق اقتصادی اجتماعی و فرهنگی" به همان تاريخ به رسميت شناخته شده اند
ּ
٢- اين بيانيه اعلام ميدارد که حقوق جمعی گروههای زبانی علاوه بر حقوق فوق الذکر که تک تک افراد عضو گروههای زبانی از آنها برخوردار ميباشند در تطابق با شرايط تشريح شده در بند ٢ּ٢ شامل موارد زير ميباشد:

- حق گروههای زبانی برای آموخته شدن زبان و فرهنگشان؛
- حق گروههای زبانی برای دستيابی به خدمات فرهنگی؛
- حق گروههای زبانی برای حضور برابر زبان و فرهنگهايشان در رسانه های ارتباطی؛
- حق گروههای زبانی در دريافت توجه و اعتناء نهادهای حکومتی و در روابط اجتماعی-اقتصادی تهيه شده به زبان خود
ּ

٣- حقوق فوق الذکر اشخاص و گروههای زبانی به هيچ طريقی نميبايست مانع برقراری مناسبات متقابل بين اينگونه اشخاص و گروههای زبانی با جمعيت زبانی مهمانپذير و يا ادغامشان در آن جمعيت گرددּ همچنين اين حقوق نبايد به محدود نمودن حقوق جمعيت مهمانپذير و يا اعضاء آن در کاربرد زبان خود جمعيت در سراسر فضای سرزمينی آن زبان منجر شودּ

ماده ٤

١- اين اعلاميه بيان ميدارد اشخاصی که به سرزمين جمعيت زبانی ديگری رفته در آنجا ساکن ميشوند حق دارند و موظف اند که نسبت به اين جمعيت (مهمانپذير) رفتاری همگرايانه از خود نشان دهندּ آنچه از اين بيان استنباط ميشود تلاشی اضافی است از سوی اينگونه اشخاص برای انسيت با اعضاء جمعيت مهمانپذير؛ به طرزی که در ضمن حفظ خصوصيات فرهنگی اصلی خويش ؛ مراجع ارزشها و گونه های رفتاری کافيای را با جامعه ای که در آن سکنی گزيده اند سهيم شوندּ اين امر آنها را قادر خواهد ساخت که به لحاظ اجتماعی و بدون مواجه شدن با مشکلاتی بيش از آنچه اعضای جمعيت مهمان پذير با آن مواجه اند کارآ عمل نمايند ּ


٢- اين اعلاميه از سوی ديگر بيان ميکند که يکسانسازی –آسيميلاسيون تعبيری به مفهوم اخذ فرهنگ جامعه ميهمان پذير به شکلی که خصوصيات فرهنگی اصلی با مراجع

ارزشها و گونه های رفتاری جامعه مهمان پذير جايگزين ميگردند به هيچوجه نبايد تحميلی و يا جبری بوده و تنها ميتواند که محصول انتخابی تماما آزادانه باشدּ

ماده ٥

اين اعلاميه بر اين اساس استوار است که حقوق تمامی جمعيتهای زبانی مساوی و مستقل از موقعيت اين زبانها به عنوان زبان رسمی محلی و يا اقليتی بودن ميباشدּ در اين اعلاميه تعبيراتی مانند محلی و يا اقليتی بکار برده نشده اند زيرا - هرچند در بعضی موارد مشخص شناسانی زبانها به عنوان اقليتی و يا محلی ميتواند احقاق برخی از حقوق معين را تسهيل نمايد- با اينهمه اين و ديگر تعابير جرح و تعديل کننده غالبا برای اعمال محدوديت بر حقوق جمعيتهای زبانی بکار برده ميشوندּ

ماده ٦

اين اعلاميه اعلام ميکند که نميتوان تنها بر اين مبناء که يک زبان زبان رسمی دولت است و يا به طور سنتی برای مقاصد اداری و يا برخی از فعاليتهای فرهنگی مشخص در يک سرزمين بکار رفته است آنرا "زبان خاص سرزمين" بشمار آوردּ

عنوان اول: اصول عمومی

ماده ٧

١- همه زبانها بيان هويتی جمعی و راهی مجزا برای درک و توصيف واقعيت اند و بنابراين ميبايست که از همه شرايط لازم برای گسترش و پيشرفتشان در همه نوع فعاليت و کارکرد برخوردار باشندּ

۲- همه زبانها محصول آفرينش جمعی بوده و به عنوان ابزار همبستگی تعيين هويت ارتباط و افاده خلاق برای استفاده فردی در درون يک جمعيت در دسترس همگان قرار دارندּ

ماده ٨

۱- همه جمعيتهای زبانی از حق سازماندهی و مديريت منابع خويش برای تضمين نمودن کاربرد زبانهايشان در همه فعاليتها در درون جامعه برخوردارندּ

٢- همه جمعيتهای زبانی محق اند که بر هرگونه وسائط لازمه ممکن برای تضمين نمودن انتقال و پيوستگی زمانی زبان خود دسترسی داشته باشندּ

ماده ٩

همه جمعيتهای زبانی حق دارند که سيستم زبانی خود را بدون مداخلات اجباری و يا القائی تنظيم و استاندارديزه نموده حفظ توسعه و ارتقاء دهندּ

ماده ١٠

۱- همه جمعيتهای زبانی دارای حقوق برابرندּ

٢- اين اعلاميه تبعيض بر عليه جمعيتهای زبانی را غيرقابل قبول ميداند فارغ از آنکه اين تبعيض بر مبنای درجه حاکميت سياسی مستقل جمعيت زبانی؛ موقعيت تعريف شده آن جمعيتها از لحاظ اجتماعی اقتصادی و يا ديگر لحاظها؛ درجه استاندارديزه شدن مدرنيزاسيون و يا به روز شدگی زبانهايشان و يا هر معيار ديگری اعمال گرددּ

۳- همه گامهای ضرور برای تحقق اصل برابری و به جا آوردن موثر آن ميبايست برداشته شوندּ

ماده ١١

همه جمعيتهای زبانی از حق دستيابی به و استفاده از همه وسائط ترجمه به ديگر زبانها و يا ترجمه از ديگر زبانها که برای تضمين نمودن اعمال و برخورداری از حقوق ذکر شده در اين اعلاميه ضروری باشند برخوردارندּ

ماده ١٢

۱- هر کس حق دارد که کليه فعاليتهای خود را در محيطهای عمومی به زبان خويش به جا آورد؛ به شرط آنکه آن زبان "زبان خاص سرزمينی" محلی باشد که وی در آن ساکن استּ

٢- هر کس حق دارد که زبان خود را در محيط های شخصی و خانوادگی بکار بردּ

ماده ١٣

۱- هر کس حق دارد که زبان خاص سرزمينی (زبان نياخاکی) خود را که در آن زندگی ميکند بياموزدּ

۲- هر کس حق دارد که چند زبانه شود و بر اساس تضميناتی که دراين اعلاميه برای کاربرد عمومی زبان خاص سرزمينی (زبان نياخاکی) تثبيت شده اند و بدون هيچ گونه پيشداوری مناسبترين زبانی را که موجب پيشرفت شخصی و يا تحرک اجتماعی وی ميگردد آموخته و بکار بردּ

ماده  ١٤ 

تدابير اين اعلاميه نميتوانند به طرزی تفسير شوند و يا بکار روند که به نرمها و يا رويه های عملی ناشی از موقعيت داخلی و يا بين‌المللی يک زبان - که برای کاربرد آن زبان در سرزمين خود مناسبتتر ميباشند- زيان برسانندּ

عنوان دوم: رژيم جامع زبانی

بخش اول: ادارات دولتی و نهادهای رسمی

 

ماده ١٥

۱- همه جمعيتهای زبانی حق دارند که زبانهايشان در سرزمين- قلمرو خود به طور رسمی بکار برده شوندּ

۲- همه جمعيتهای زبانی از اين حق برخوردارند که تمام اسناد اداری مدارک شخصی و دولتی و قيديات محضرهای عمومی ثبت شده به زبان خاص سرزمينشان (زبان نياخاکيشان) معتبر و قابل اجراء شناخته شوندּ و هيچ کس و مقامی نميتواند تظاهر به ناديده گرفتن و بيخبری از اين زبان بنمايدּ

ماده ١٦

همه اعضای يک جمعيت زبانی حق دارند که با مقامات دولتی به زبان خويش ارتباط برقرار کرده و اعتناء متقابل در زبان خود را از آنها دريافت کنندּ اين حق همچنين بخشهای مرکزی سرزمينی محلی و تقسيمات فرامنطقه ای شامل سرزمينی که زبان مورد نظر زبان خاص نياخاکی آن ميباشد را فراميگيردּ

ماده١٧

۱- همه جمعيتهای زبانی از اين حق برخوردارند که به همه اسناد و مدارک رسمی که به نحوی مربوط به سرزمين نياخاکی يک زبان ميباشد تهيه شده در زبان خودشان دسترسی داشته و آنها را کسب نمايند چه اين چنين مدارکی چاپی قابل خواندن با ماشين و يا در هر فرم ديگری بوده باشدּ

۲- فرمها و اسناد اداری استاندارد چه در شکل چاپی و چه در شکل قابل خواندن توسط ماشينها و يا به هر فرم ديگر بايد به همه زبانها تهيه شده و در محلهای قابل دسترسی برای عموم و استفاده آنها قرار گيرندּ اين خدمت بايد توسط مقامات دولتی به شکلی انجام پذيرد که همه سرزمينهايی را که برای يک زبان سرزمين خاص زبانی (نياخاکی) شمرده ميشوند تحت پوشش قرار دهدּ

ماده ١٨

۱- همه جمعيتهای زبانی حق دارند که قوانين و ديگر ملاحظات قانونی که به نحوی به آنها مربوط ميشود به زبان خاص سرزمينيشان (زبان نياخاکشان) تهيه و منتشر شوندּ

۲- مقامات دولتی که در حوزه حاکميت خود دارای بيش از يک زبان خاص سرزمينی (زبان نياخاکی) تاريخی هستند ميبايست همه قوانين و مقررات ديگر قانونی و حقوقی دارای ماهيت عمومی را به تک تک اين زبانها تهيه و منتشر سازندּ فارغ از اينکه متکلمين به هر کدام از اين زبانها قادر به فهم زبانهای ديگر باشند و يا نهּ

ماده ١٩  

١- زبان رسمی همه مجالس نمايندگی ميبايست زبان(های) به طور تاريخی رايج در سرزمينهايی که نمايندگان نمايندگی آن را بر عهده دارند باشدּ

۲- اين حق همچنين شامل زبانهای جمعيتهای زبانی سکنی گزيده در مناطق جغرافی پراکنده که به آنها در بند ١ پاراگراف چهار اشاره گرديد نيز ميشودּ

ماده ٢٠

۱- هرکس حق دارد زبانی را که به طور تاريخی در يک سرزمين به آن تکلم ميشود - هم به شکل شفاهی و هم به شکل نوشتاری- در محاکم و دادگاههای قضائی واقع در آن سرزمين بکار بردּ محاکم قضائی بايد در امورات داخلی خود زبان خاص سرزمين (زبان نياخاکی) را بکار برند و اگر بنا به سيستم حقوقی فعلا موجود در کشور ضرورتی به ادامه جريان محاکمات در محلی ديگر موجود باشد ميبايد به کاربرد زبان اصلی در محل جديد همچنان ادامه داده شودּ

۲- هر کس حق دارد که در تمام موارد به زبانی که آنرا درک ميکند و قادر به تکلم به آن است محاکمه شود همچنين حق دارد که از خدمت مترجمی مجانی بهره مند گرددּ

ماده٢١

همه جمعيتهای زبانی حق ثبت و بايگانی مدارک و اسناد به زبان سرزمينی خود (زبان نياخاکی) توسط محضرهای عمومی را دارا ميباشندּ

ماده  ٢٢

همه جمعيتهای زبانی حق دارند که مدارک تائيد شده آنها توسط ثبت اسناد محضرهای عمومی و يا ديگر ماموران صلاحيتدار دولتی به زبان خاص سرزمين (زبان نياخاکی) محل خدمت ماموران دولتی و يا محضرهای عمومی تهيه و تنظيم شوندּ

بخش دوم: تحصيل

ماده٢٣
 
١- آموزش و تحصيل ميبايست در سرزمينی که در آن عرضه ميگردد به تشويق افاده فرهنگی خود از سوی جمعيت زبانی کمک نمايد
ּ
٢- آموزش و تحصيل ميبايست در سرزمينی که عرضه ميشود به حفظ و توسعه زبانی که يک جمعيت زبانی به آن سخن ميگويد ياری رساندּ
٣- آموزش و تحصيل همواره ميبايست در خدمت تکثر و تنوع زبانی و فرهنگی و روابط آهنگدار بين جمعيتهای زبانی گوناگون در سراسر جهان باشد
ּ
٤- در بستر اصول پيش گفته هر کس حق دارد که هر زبانی را بياموزد
ּ

ماده ٢٤

همه جمعيتهای زبانی حق دارند در باره گستره حضور زبانشان به عنوان زبان رابط و به عنوان زبان مورد مطالعه در تمام سطوح تحصيلی در سرزمين خود (پيش دبستانی ابتدائی متوسطه حرفه ای و فنی دانشگاهی و آموزش بزرگسالان) تصميم بگيرندּ

ماده ٢٥

همه جمعيتهای زبانی از حق دستيابی و کاربرد همه منابع انسانی و مادی لازم برای تضمين نمودن حضور زبانشان در همه سطوح تحصيلی در نياخاک خود از قبيل آموزگاران ورزيده روشهای آموزشی مناسب کتب و متون درسی منابع مالی تجهيزات و ساختمانها تکنولوژی های سنتی و مدرن و در وسعتی که خواهان آنند برخوردار ميباشندּ

ماده  ٢٦

همه جمعيتهای زبانی محق اند از تحصيلی که اعضای آن جامعه را قادر به تسلط کامل در کاربرد زبانشان سازد شامل توانائيهای مختلف مربوط به همه محيطهای روزمره کاربرد زبان همچنين گسترده ترين تسلط ممکنه به هر زبان ديگری که خواهان يادگيری آن باشند برخوردار شوندּ

ماده٢٧

همه جمعيتهای زبانی حق دارند از تحصيلی که اعضای آن جمعيت را قادر به کسب دانش هر زبانی که مربوط به سنن فرهنگيشان بوده باشد برخوردار شوندּ مانند زبانهای ادبی و يا زبانهای مقدس که سابقا زبانهای معمول آن جمعيت بوده اندּ

ماده ٢٨

همه جمعيتهای زبانی حق دارند که از تحصيلی که اعضای آن جمعيت را به دستيابی به آگاهی همه جانبه در باره ميراث فرهنگی خود (تاريخ جغرافيا ادبيات و ديگر نمودهای فرهنگيشان) قادر سازد برخوردار شوندּ همچنين محق اند که از گسترده ترين آگاهی ممکنه در باره هر فرهنگ ديگری که خواهان دانستن آن باشند بهره مند شوندּ

ماده ٢٩

١- هر کس محق است که از تحصيل و آموزش به زبان خاص سرزمين خود که در آنجا ساکن است (زبان نياخاکی) برخوردار گرددּ
٢- اين حق حق کسب دانش گفتاری و نوشتاری زبانی ديگر را که شخص ممکن است به عنوان ابزار ارتباط با ديگر جمعيتهای زبانی بکار برد نفی و سلب نميکند
ּ

ماده ٣٠

زبان و فرهنگ همه جمعيتهای زبانی ميبايست که موضوع مطالعه و تحقيقات علمی در سطح دانشگاهی قرار گيرندּ

بخش سوم: نامهای شخصی

ماده ٣١

همه جمعيتهای زبانی حق دارند که سيستم نامهای شخصی خويش را در همه محيطها و در همه مناسبتها حفظ نموده و آنها را بکار برندּ

ماده ٣٢

همه جمعيتهای زبانی حق دارند که نامهای محل و مکان به زبان خاص سرزمينی خود را (زبان نياخاکی) هم به صورت شفاهی و هم به صورت کتبی در محيطهای خصوصی عمومی و رسمی بکار برندּ


٢- همه جمعيتهای زبانی حق دارند که نامهای بومی محلها و مکانها را تثبيت و حفظ نموده در آنها اصلاحاتی اعمال نمايند
ּ همچو نامهای امکنه را نميتوان به طور کيفی موقوف و منسوخ نمود و يا تحريف و جرح و تعديل کردּ همچنين نميتوان اينگونه نامها را پس از تغييرات سياسی و يا هر گونه دگرگونی حادثه ديگر تغيير دادּ

ماده ٣٣

همه جمعيتهای زبانی حق دارند که جمعيت خود را به همان نامی که در زبان خودشان بکار ميبرند بنامندּ هرگونه ترجمه به زبانهای ديگر ميبايست از نامگذاريهای تحقير آميز و ابهام انگيز اجتناب نمايدּ

بند ٣٤

هر کس حق دارد که نام خود را در همه محيطها به زبان خويش بکار بردּ و همچنين حق دارد که نامش اگر لزومی به بکاربردن سيستم نوشتاری متفاوت با زبان وی وجود داشته باشد با لحاظ دقيقترين آوانگاری ممکن ثبت گرددּ

بخش چهارم: رسانه های ارتباطی و تکنولوژيهای جديد

ماده ٣٥

همه جمعيتهای زبانی از اين حق برخوردارند که در باره درجه حضور زبانشان در رسانه های ارتباطی در سرزمين خود (نياخاک خود) بدون در نظر گرفتن متد پخش و يا انتقال توليدات آنها تصميم بگيرندּ چه اين رسانه ها محلی و يا سنتی چه رسانه های دارای شمول گسترده تر و چه رسانه هايی که از تکنولوژيهای پيشرفته تر استفاده ميکنند باشندּ

ماده ٣٦

همه جمعيتهای زبانی حق دارند که به همه منابع مادی و انسانی لازم برای تضمين نمودن درجه مطلوبی از حضور زبان خويش و درجه مطلوبی از افاده فرهنگی خودشان در رسانه های ارتباطی در سرزمين خود؛ و از پرسنل ورزيده منابع مالی ساختمانها و تجهيزات تکنولوژيهای سنتی و مدرن دسترسی داشته باشندּ

ماده ٣٧

همه جمعيتهای زبانی حق دارند که از طريق رسانه های ارتباطی آگاهی کاملی در باره ميراث فرهنگی خويش (تاريخ جغرافيا ادبيات و ديگر نمودهای فرهنگ شان) همچنين

حداکثر اطلاعات ممکنه در باره هر فرهنگ ديگری که اعضای آن جمعيت خواستار دانستن آن باشند را دريافت نمايندּ

ماده  ٣٨

زبانها و فرهنگهای همه جمعيتهای زبانی در سراسر جهان ميبايست در رسانه های ارتباطی از معامله و برخوردی برابر و غيرتبعيض آميز بهره مند شوندּ

ماده ٣٩

جمعيتهای توصيف شده در ماده ١ پاراگراف ٣ و ٤ اين اعلاميه و گروههای ذکر شده در پاراگراف ٥ همان ماده از حق برابر تمثيل زبانشان در رسانه های ارتباطی سرزمينی که در آن ساکنند و يا به آنجا مهاجرت مينمايند برخوردارندּ اين حق بايد در هماهمنگی با حقوق ديگر گروهها و جمعيتهای زبانی ساکن در آن سرزمين اعمال گرددּ

ماده ٤٠

در عرصه تکنولوژی اطلاعاتی همه جمعيتهای زبانی حق دارند که به تجهيزات تطبيق داده شده با سيستم زبانيشان و به ابزارآلات و محصولات تهيه شده در زبان خودشان دسترسی داشته باشندּ به نحوی که بتوانند از همه امکانات و پتانسيلهای ممکنه توسط چنين تکنولوژيهايی برای افاده خود برای تحصيل در ارتباطات انتشارات ترجمه و پروسسينگ اطلاعاتی و پخش و کلا تبليغ فرهنگشان حداکثر بهره برداری را بنمايندּ

بخش پنجم: فرهنگ

ماده ٤١

١- همه جمعيتهای زبانی حق دارند که زبان خويش را در همه فرمهای افاده فرهنگی بکار برده آنرا حفظ نموده و توسعه دهندּ

٢- همه جمعيتهای زبانی ميبايست بتوانند حق مذکور را تمام و کمال اعمال نمايند بی آنکه محيط آن جمعيت به اشغال سلطه گرايانه فرهنگی بيگانه معروض شودּ

ماده ٤٢

همه جمعيتهای زبانی از حق رشد و توسعه تمام و کامل در داخل محيط فرهنگی خود برخوردارندּ

ماده٤٣

همه جمعيتهای زبانی از حق دستيابی به آثار آفريده شده به زبان خود برخوردار ميباشندּ

ماده ٤٤

همه جمعيتهای زبانی محق اند که به برنامه های بين فرهنگها از طريق پخش اطلاعات کافی دسترسی داشته باشندּ همچنين حق دارند که از فعاليتهايی مانند آموزش زبانشان به خارجيان ترجمه دوبلاژ پست سنکرونيزاسيون و زيرنويسی حمايت نمايندּ

ماده ٤٥

همه جمعيتهای زبانی از اين حق برخوردارند که زبان خاص سرزمينيشان (زبان نياخاکيشان) جايگاه ممتازی را در رويدادها و خدمات فرهنگی (کتابخانه ها کلوبهای ويدئويی سينماها تئاترها موزه ها آرشيوها فرهنگ عامه صنايع فرهنگی و در همه ديگر نمودهای حيات فرهنگی) اشغال نمايدּ

ماده ٤٦

همه جمعيتهای زبانی حق دارند که ميراث زبانی و فرهنگی خويش را شامل نمودهای مادی آن مانند مجموعه های اسناد آثار هنری و معماری ابنيه تاريخی و متون نوشته شده به زبان خود را محافظه نمايندּ

بخش ششم: محيط اجتماعی- اقتصادی

ماده ٤٧

١- همه جمعيتهای زبانی حق دارند که کاربرد زبان خويش در همه فعاليتهای اجتماعی-اقتصادی در سرزمينهای خود را نهادينه نمايندּ

٢- همه اعضای جمعيتهای زبانی محق اند که برای اجرای فعاليتهای حرفه ای خود به همه وسائط ضروری تهيه شده به زبانشان مانند اسناد و کارهای مرجع دستورالعملها فرمها و تجهيزات کامپيوتری ابزارآلات و توليدات دسترسی داشته باشندּ

٣- استفاده از زبانهای ديگر در اين محيط تنها در صورتی ميتواند مورد احتياج باشد که طبيعت فعاليت حرفه ای نياز به آنرا موجه سازدּ به همه حال در هيچ شرايطی زبان تازه واردتر نميتواند موقعيت زبان نياخاکی را تنزل داده و يا جانشين استفاده از آن گرددּ

ماده ٤٨

١- در درون سرزمين جمعيت زبانی خويش هر کس حق دارد که زبان خود را با اعتبار قانونی کامل در همه معاملات اقتصادی از هر جنس مانند خريد و فروش کالاها و خدمات بانکداری بيمه قراردادهای شغلی و غيره بکار بردּ

٢- هيچ ماده ی از اينگونه مقررات و عقدهای خصوصی نميتواند کاربرد زبان خاص سرزمين (زبان نياخاکی) را محدود و يا ممنوع سازدּ

۳- در داخل سرزمين يک جمعيت زبانی هر کس محق شمرده ميشود که به همه اسناد لازم برای انجام عمليات فوق الذکر تهيه شده به زبان خويش دسترسی داشته باشدּ

اينچنين اسنادی شامل فرمها چکها قراردادها رسيدها صورت حسابها سفارشنامه ها دريافت نامه ها و غيره ميشودּ

ماده ٤٩

در داخل سرزمين هر جمعيت زبانی هر شخص حق دارد که زبان خويش را در انواع سازمانهای اجتماعی-اقتصادی مانند تشکيلات اتحاديه ای و سنديکاهای کارگری انجمنهای حرفه ای کارفرمايان اصناف و بازرگانی بکار بردּ

ماده ٥٠

١- همه جمعيتهای زبانی حق دارند که زبانشان از جايگاهی ممتاز در تبليغات آگهيها تابلوها علائم و نشانگاههای بيرونی و به عنوان يک کل در چهره کشور برخوردار باشدּ


٢- در داخل سرزمين جمعيت زبانی هر کس حق دارد به اطلاعات تمام و کامل شفاهی و نوشتاری تهيه شده به زبان خود در باره کالاها و خدمات عرضه شده توسط موسسات بازرگانی از جمله به نحوه استفاده اتيکتها ليست های مواد سازنده تبليغات و آگهيها ضمانت نامه ها و غيره دستيابی داشه باشد
ּ

۳- همه علائم و نشانه های عمومی که تاثير گذار بر سلامتی اشخاصند به قيد آن که پستتر از نشانه های مربوط به زبانهای ديگر نباشند ميبايست که اقلا به زبان خاص سرزمين (زبان نياخاکی) تهيه شوندּ

 

ماده ٥١

۱- همه کس حق دارد زبان خاص سرزمين خود را در ارتباط با شرکتها و موسسات بازرگانی و نهادهای خصوصی بکار برد و به همان زبان پاسخ و يا خدمت دريافت داردּ

۲- هر کس حق دارد به عنوان يک مشتری مصرف کننده خريدار و يا استفاده کننده از موسسات عمومی اطلاعات شفاهی و نوشتاری تهيه شده به زبان خاص سرزمين خود را (زبان نياخاکی) دريافت دارندּ

ماده ٥٢

هر کس حق دارد تمام فعاليتهای حرفه ای خويش را به زبان خاص سرزمين خود (زبان نياخاکی) به انجام رساندּ مگر آنکه طبيعت شغلش کاربرد زبانهای ديگری را الزامی سازد مانند معلمين زبانهای خارجی مترجمين و يا راهنمايان توريستیּ

ملاحظات اضافی

نخست

مقامات دولتی ميبايد تمام گامهای لازم برای تحقق و جاری شدن حقوق مندرجه در اين اعلاميه را در محدوده حوزه صلاحيتهای خويش بردارندּ به طور مشخص تر برای تشويق نمودن تحقق حقوق زبانی جمعيتهايی که آشکارا از جنبه منابع مالی در مضيقه ميباشند ميبايست منابع مالی بين‌المللی تدارک ديده شوندּ بنابراين مقامات دولتی ميبايست حمايت لازمه برای استاندارديزه شدن ترجمه آموخته شدن و استفاده از زبانهای جمعيتهای گوناگون تحت اداره خود را فراهم نمايندּ

دوم

مقامات عمومی ميبايست مطلع شدن نهادهای رسمی سازمانها و اشخاص مرتبط را با حقوق و وظائف مربوطه ناشی از اين اعلاميه تضمين و تامين نمايندּ

سوم

مقامات عمومی ميبايست در پرتو سيستم قانونگذاری موجود مجازاتهائی قابل اجراء برای هرگونه اخلال در حقوق زبانی تشريح شده در اين بيانيه برپادارندּ

ملاحظات نهائی

نخست

اين اعلاميه بنيانگذاری "شورای زبانها" در بنيه سازمان ملل متحد را توصيه مينمايدּ مجمع عمومی سازمان ملل متحد عهده دار برپاساختن چنين شورائی تعريف وظائف آن و انتساب اعضای شورا؛ و همچنين عهده دار ايجاد نهادی در قوانين بين‌المللی برای حفاظت از جمعيتهای زبانی در دستيابی و اعمال حقوق خويش که در اين اعلاميه شناخته شده اند خواهد بودּدوم اين اعلاميه تشکيل "کميسيون جهانی حقوق زبانی" را نهادی غير رسمی و مشاوره ای مرکب از نمايندگان سازمانهای غير دولتی و ديگر تشکيلات فعال در زمينه قوانين زبانی توصيه و تشويق مينمايدּ
+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط رحیم  | 

 

یاشا  آذربایجان

 

آذربایجان سنسن منیم            علویتیم شان شهرتیم (2)

 

آدین منیم ائوز آدیم دیر          سنسیز منیم نه قیمتیم (2)

 

آذربایجان  آذربایجان           یاشا یاشا آذربایجان (2)

 

نفسیمیز بابک لرین                 صابیر لرین گور نفسی (2)

 

ماهنیلاردا یاشادیر بیزی            بابا لارین آیاق سسی (2)

 

آذربایجان  آذربایجان           یاشا یاشا آذربایجان (2)

 

بیز تاریخه سیغینمازیق           دونن واریق بوگون واریق (2)

 

     بیز کئچمیشه گووه نه رک          گله جه یه آددیملاریق (2)

 

آذربایجان  آذربایجان           یاشا یاشا آذربایجان (2)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 9:40 بعد از ظهر  توسط رحیم  | 

 

ابوالقاسم فيوضات مؤسس اولين مدرسه دولتي در ايران

ابوالقاسم فيوضات در سال 1267 هجري شمسي در تبريز متولد شد و در تبريز يه تحصيل علوم ديني پرداخت .در سال 1287 اولين مدرسه دولتي را در تبريز تأسيس كرد . چندي بعد به استانبول مهاجرت كرد و روزنامه تجددرا انتشار داد. در مبارزات شيخ محمد خياباني شركت فعال داشت . در دوره چهارم نماينده تبريز در مجلس شوراي ملي ، مدير معارف آذربايجان ، رياست فرهنگ آذربايجان و معاون وزارت فرهنگ از ديگر فعاليتهاي ابوالقاسم فيوضات مي باشد . از ايشان چهار فرزند به نامهاي جاوید جواد ، يحيي و حبيبه كه همه از فرهنگيان بنام و صاحب نظر ايران هستند . ضمن آرزوي موفقيت به خانواده فيوضات اگر اطلاعات و تصاوير مربوط به ابوالقاسم فيوضات و اعضاي خانواده ايشان داريد به آدرس زير ارسال كنيد :

mailto:amir@dfiyouzat.com

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط رحیم  | 

 

 

آذر ماه امسال ، مصادف با شصت و دومین سالگرد در گذشت زنده یاد حاج میرزا حسن رشد یه تبریزی پدر آموزش و پرورش نوین ایران است و به همین مناسبت بر ما فرضیه است که از خدمات گرانقدر و جانبازهای آن رجل برجسته تاریخ معاصر آذر بایجان تجلیل نموده و بر روح سترگ آن روانشاد درود بفرستیم .این مرد پیشگام و متکبر در 122سال پیش در روزگارانی قد مردانگی بر افراشت و آموزش و پرورش نوین را با اصول فنوتیک در تبریز ، این {شهر اولین ها} بنیان گذاشت که در سراسر ایران مدرسهای وجود نداشت و کودکان در مکتبخانه ها تعلیم می دیدند و در واقع وقت گذرانی می کردند چون مکتبخانه ها با اصول صحیح علمی اداره نمی شد و تدریس با اسلوب درست نبود لذا دست اوردهای چشم گیری نداشتند و مردم هم آگاه نبودند که این نوع تعلیم و تربیت آنان را به سر منزل مقصود نمی رساند در این موقع میرزا حسن رشدیه تبریزی در روزنامه اختر می خواند :

{در اروپا از هر هزار تن ده نفر بی سواد هستند ، ولی در ایران از هر هزار تن ده تن با سواد می شوند و انگیزهاین ، بدی شیوه آموزش و پرورش و دشواری درس الفباست . باید در ایران دبستان هایی به شیوه اروپا بنیاد شود }

زنده یاد رشدیه تبریزی در خاطراطش می نویسد : { موقعی که این مطلب را همراه پدرم حاج میرزا مجتهد تبریزی در روزنامه خواندیم این نوشته در من و پدرم سخت موثر افتاد .... با هم داستانی پدرم روانه استانبول ، مصر و بیروت گردیم و در این شهر باز پسین ، چگونگی آموز گاری نوین را یاد گرفتم }.

بنا به نوشته فریدون کوچرلی ، در تمام دنیای اسلام، اذر بایجان نخستین خطه ای است که تدریس با اصول صوتی را آغاز کرده است . با این که نخستین مدرسه با سبک نوین را برای اولین بار در ایران ، رشدیه تبریزی در سال 1305 هجری قمری در تبریز بنیان گذاشته و این همه پیشرفت در زمینه آموزش و پرورش را مدیون آن راد مرد هستیم ملی در حقیقت این روزنامه اختر بئد که وی را به این اقدام سترگرهنمون گردید و او با مطالعه آن نوشتار تصمیم گرفت کشورش را در زمینه تعلیم و تر بیت به راه صحیح هدایت کند . نقش اختر در این تحول بزرگ فرهنگی خلاصه نمی شود تاً ثیر این نشریه تاریخ ساز را در غالب دگر گونی های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی تاریخ معاصر ایران به وضوح می بینیم . اختناق عصر ناصری ، اجازه نشر روزنامه ازاد و متعهد را در داخل کشور نمی داد . به قول باقر مومنی : {در اواسط قرن 13هجری ، روز نامه نگاری نیز یکی از زمینه ـ هایی بود که حکومت روی آن دست انداخته بود و مجال نمی داد مردم خودشان به این کار بپردازند }. روزنامه اختر به ابتکار میرزا محسن خان معین الملک تبریزی << مشیر الدوله بعدی >> سفیر ایران در عثمانی در 16 ذیحجه سال 1292 هجری قمری اغاز به انتشار کرد و بانشر آن به قول مرحوم دکتر اسماعیل رضوانی :<<روزنامه نگاری ملی ایران بنیان گذاشته شد>>. در واقع میرزا محسن خان معین ــ الملک تبریزی بود که روزنامه نگاری ملی ایران را بنیان گذاشت . پس از تأسیس این جریده وزین که مدت 21سال نشر ان در شهر استانبول ادامه پیدا کرد آقا محمد طاهر تبریزی مدیریت و میرزا مهدی خان تبریزی سر دبیری و نویسندگی آن را به عهده گرفتند و در واقع این دو روز نامه نگار هم از بر کشید گان معین الملک تبریزی بودند. به اعتقاد دکتر گوئل کهن «روزنامه اختر مطبوعات ایران را از چار چوب تنگ ژور نالیسم دولتی ایران بیرون کشید و باعث تولد ژور نالیسم سیاسی ــ مردمی شد ». این روزنامه «مردم را به سوی تحول سوق می داد . در حقیقت اختر سر فصل ایجاد علاقه مردم به مطبو عات است . این جریده به طوری رسوخ پیدا کرد که خوانندگان آن را « اختری مذهب » می نامیدند . از زمان نشر اختر بود که علا قه  به مطبوعات فزونی یافت . مردم از دستگاه قا جار ناراضی و عصبانی بودند و آنها را ارضا می کرد لذا همیشه به دنبال این روزنامه بودند » . نهضت تحریم تنباکو در واقع با افشا گری های اختر شروع شد . این روزنامه نه تنها قرار دار ننگین انحصار تنبا کو را که از سوی ناصر الدین شاه به انگلیسی ها واگزار شده بود افشا نمود بلکه با درج مقالات تحلیلی و بیدار گر توانست از روی تبانی ها ی در بار قلجار با اجانب پرده بردارد و ملت ایران را برای مبارزه با استبداد و استعمار به حرکت درآورد . به قول مسعود بهنود این روزنامه در بیش از یک قرن پیش همان کاری را انجام داد که دو خبر نگار آمریکا یی

با افشای خبری مقدمات سقوط رئیس جمهوری چون نیکسون را فراهم آوردند . یا آن دیگران ، ولیعهد انگلستان را چنان از اعتبار انداختند که نشستن او بر تخت متزلزل شد. .....». وی اضافه میکند : «... وقتی ناصر الدین شاه امتیاز تنباکو را داد و هیئت کمپانی راه افتاد تا وارد ایران شود ، آقا محمد طاهر تبریزی در استانبول ، صاحب امتیاز را به مصاحبه ای نشاند و در آن مصاحبه ، با سئوال های دقیق ، مدیر انگلیسی را به تنگنا انداخت... این مصاحبه ، هفت ماهی پیش از آن صورت گرفت که تالبوت ، کار خود را در ایران آغاز کرد و تجار به روحانیون متوسل شدند و میرزای شیرازی ، آن فتوای کوبنده را صادر کرد و سر انجام مردم به حرکت در آمدند و به ارک ریختند و دستگاه استبداد مجبور به عقب نشینی شد . حکایت آقا محمد طاهر تبریزی ، درست مانند داستان آن دو روزنامه نگار آمریکایی در ماجرای واتر گیت است . او به وظیفه خود عمل کرد و مردم و تجارو روحانیون نیز . جنبش تنباکو به عنوان اولین تکان و جنبش ملت ایران در تاریخ ایران ثبت شد . و به نوشته مورخان معتبر ،شروع حرکتی بود که چهار سال پس از آن ترور ناصر الدین شاه و ده سال بعد به آغاز جنبش عدالتخواهی و انقلاب مشروطیت انجامید . » این روز نامه نخستین جریده ای است که از قانون و قانون خواهی سخن به میان آورده و خوانندگانش را با مزایای حاکمیت فردی آشنا کردهه و در نتیجه در پیدایش انقلاب مشروطیت نقش  مهمی بازی کرده است و به همین علت هم به عنوان « پدر روزنامه قانون » شناخته شده است . دکتر هما ناطق در مقدمه ای که بر مجموعه روزنامه  قانون  نوشته در این زمینه منویسد روزنامه اختر که پدر روزنامه قانون است برای اولین بار ، مقاله هایی درباره فواید قانون انتشار داد قانون عثمانی را وسیله نیکبختی ملل شرقیه و یا وسیله امنیت هر مملکت خواند و در مورد بسیاری از مسایل ایران ، از جمله امتیاز های گونا گونی که به اروپاییان داده شد به مخالفت بر خاست . همکاران اختر همان کسانی بودند که بعد ها با روزنامه  قانون همکاری می کردند .... بعد ها تحت تأ ثیر اختر بعضی روز نامه های دیگر پدید آمدند .. مانند روز نامه « ثریا » و « پرورش » محمد علی خان و حسن خان کاشانی در قاهره ، روزنامه « قانون » ملکم خان در لندن و «حبل المتین »در کلکته . سال های بعد نیز جریده « شمس » چاپ استانبول اعلان کرد روز نامه اخترو شهرت آن در گذشته سبب پیدایش « شمس » گشته است . اختر اولین روز نامه ای است که مسئله قانون را به بحث گذاشت و مقاله های فراوانی در این زمینه انتشار داد ....». دکتر فرید ون آدمیت نیز می نویسد اختر نشریه ای بود مترفی و سود مند ، از سیاست و پو لیتیک و از تجارت و علم و ادب و دبگر منافع عمو میه سخن می گفت ... . تفصیل قانون اسا سی مدحت پاشا را نخستین بار اختر به گوش ایرانیان رسانید ترجمه متن کامل قانون اساسی 119 ماده ای و دستخط سلطان { مورخ 7 ذیحجه 1293 } را با مقاله ای در آن باره منتشر گردانیده و نوشت : این قانون « همه نیکبختی مشرق را اساس است و اقوام وطن را پس از وحشت و بیگانگی واسطه یگانگی » . محیط طبا طبا یی نیز بر این عقیده است که : « روز نامه اختر میدان جولان فکر و قلم عناصر دانا و بینا یی قرار گرفت که به جهاتی از اقامت در وطن چشم پوشیده و در اسلامبول رحل اقامت افکنده بودند . همچون میرزا حبیب دستان و میرزا مهدی تبریزی که بعد ها مو صوف و معروف به منشی اختر شد . افرادی مانند میرزا یوسف خان مستشار الدوله ، میرزا نجفعلی خان که در بیداری فکر مردم سابقه خدمت قلمی داشتند . آنان با اسم و رسم یابی ، نام روزنامه اختر را جلوه گاه قابلیت خود قرار دادند . در همین اثنا بود که دوست شخصی مشیر الدوله [= میرزا محسن خان معین الملک تبریزی ] مد حت پاشا بر همفکر و همکار ایرانی خود در اصلاح اوضاع سیاسی عثمانی سبقت جست و قانون اساسی تازه ای به نام دستور یا دستخط سلطانی انتشار داد و آن را تصمیمات حسنه  و مکمل خط گلخانه قرار داد . اختر ترجمه فارسی کاملی از این قانون اساسی را در شماره های سال دوم خود انتشار داد و بعید نیست که این ترجمه به وسیله میرزا نجفعلی خان که در زبان فارسی ، ترکی و عربی قوی بود تهیه شده و در اختیار اختر قرار گرفته باشد . مقاله ای که در تفسیر و توصیف این اقدام انتشار داده بود مانند سرمقاله روز نامه وطن تهران ، موافق طبع دربار مستبد ناصر الدین شاه نبود ، ولی هر چه بود اختر سی سال پیش از نهضت مشروطه ایران ، عده ای از ایرانیان را که در خارج و داخل کشور توفیق خواندن روز نامه اختر یافته بودند به ترتیبات و تشکیلات و لوازم حکومت مشروطه آشنایی فکری داده بود » . این نوشتار با نام نامی زنده یاد رشدیه تبریزی آغاز شده به جاست که با اشاره به ایثار آن ابر مرد در اواخر عمرش به پایان رسد .

وی پس از باز نشستگی در سال 1315 شمسی در شهر استان قم که از لحاظ معیشت ارزانتر از تهران بود سکونت نمود و در تکیه ملا محمود ، مدرسه ای شش کلاسه با اسلوب جدید بنیان گذاشت و تا آخر عمر با وجود کبر سن در مدرسه تدریس می کرد . روزی هنگام تدریس در کلاس بیهوش و از صندلی بر زمین افتاد . پزشک بر بالینش آورد ند چون به هوش آمد ، پزشک به او توصیه نمود که در این سن با و توجه به ضعف جسمانی از تدریس خود داری و استراحت نماید . ایشان با کمال ناراحتی گفت: چرا غافلید ، اگر در همان ساعت که ضعف کرده بودم ، چشم از جهان می بستم ، قتعا" جایم در بهشت بود، چه سعادتی از این بالا تر که معلم در حین اجرای امر مقدس تعلیم بمیرد ، حیف که سعادتم یاری نکرد . رشد یه وصیت کرده بود مرا در محلی به خاک سپارند که هر روز شاگردان مدارس از روی گورم بگذرند و از این بابت روحم شاد شود ». وی در اواخر عمر ، در مدرسه اش کلاسی برای تعلیم کوران تشکیل و با اصولی که برای نابینایان اختراع کرده بود تدریس می نمود . در پایان سال ، نتیجه امتحان را با نظارت فرمانداری و معارف قم به وزارت معارف ارسال می داشت . محمد علی صفوت سه بیت ذیل را در تاریخ وفات رشدیه تبریزی سروده که ماده تاریخ در گذشت آن روانشاد می باشد :

 آشنایی درآمد از در گفت

خبری بد شنیدم از رادیو

گفتم بوم چیست وقعه شوم

دل برآشفت آشکار بگو

گفت بشنیدم این نوا ز جهان

رفته رشد یه حیف باد از او       

 

 تایپ از رحیم صوفیان                     نوشته : صمد سرداری‌نیا، به نقل از هفته نامه حیدر بابا

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط رحیم  | 

  

میلت نجه تاراج اولور  اولسون نه ایشیم وار

 

دوشمنلره محتاج اولور  اولسون نه ایشیم وار

 

قوی من اولوم ، اوزگلر ایله ندی کاریم

 

دنیا و جهان آج اولور  اولسون نه ایشیم وار

******

سس سالما یاتانلار آییلار قوی هله یاتسئن

 

یاتمئشلاری رازی دئیلم کیمسه اویاتسئن

 

تک تک آیلان وارسا دا حق دادما چاتسئن

 

من سالم اولوم جمله جهان باتسا دا باتسئن

 

میلت نجه تاراج اولور  اولسون نه ایشیم وار

 

دوشمنلره محتاج اولور  اولسون نه ایشیم وار

******

سالما یادما صحبتی-تاریخی- جهانی

 

ایامی سلفدن دئمه سوز بیر ده فلانی

 

حال ایسه گتیر میل ائلییم دولمانی نانی

 

مستقبلی گورمک نه گرک عمده فانی

 

میلت نجه تاراج اولور  اولسون نه ایشیم وار

 

دوشمنلره محتاج اولور  اولسون نه ایشیم وار

******

اولادی وطن قوی هله آواره دولانسئن

 

چرک آبی سفالت له الی-باشی بولانسئن

 

دول اورت ایسه، سایله اودا یانسئن

 

آنجاق منیم آوازیمی شائنیمی اوجاتسئن

 

میلت نجه تاراج اولور  اولسون نه ایشیم وار

 

دوشمنلره محتاج اولور  اولسون نه ایشیم وار

******

هر میلت ائدر صفحه ئ – دونیاده ترقی

 

ائیلر هره بیر منزلی معواده ترقی

 

یورغان- دوشیمده ، دوشمه گر یاده ترقی

 

بیزده ائدریک عالمه رویاده ترقی

 

میلت نجه تاراج اولور  اولسون نه ایشیم وار

 

دوشمنلره محتاج اولور  اولسون نه ایشیم وار

شبیسترلی معجز
 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط رحیم  | 

 

اعلامیه ی جهانی حقوق بشر

اعلامیه ی جهانی حقوق بشر که در 10 دسامبر سال 1948 به تصویب رسید رواق بنای حقوق بشر را تشکیل می دهد که مسئولیت ساخت آن بر عهده ی مّلل متحد است .

دیباچه

از آنجا که شناسایی حیثیت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذیر آنان اساس آزادی عدالت و صلح در جهان است و نادیده گرفتن وتحقیر حقوق بشر به اقدامات وحشیانه ای انجامیده که وجدان بشر را برآشفته و پیدایش جها نی که در آن افراد بشر در بیان و عقیده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند عا لی ترین آرزوی بشر اعلام شده است بنابر این ضروری است که از حقوق بشر با حاکمیت قانون حمایت شود تا انسان به عنوان آخرین چاره به طغیان بر ضد بیداد و ستم مجبور نگردد پس روابط دوستانه بین ملل باید گسترش یابد از آنجا که ملل متحد ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و حیثیت و کرامت و ارزش فرد ی انسان وبرابری حقوق مردان و زنان دوباره در منشور ملل متحد اعلام و عزم خود را جزم کرده اند که به پیشرفت اجتماعی یاری رسانند و بهترین اوضاع زند گی را در پرتو آزادی فزاینده بوجود آورند زیرا دولت های عضو متعهد شده اند که رعایت جهانی و موثر حقوق بشر و آزادی های اسا سی را با همکاری سازمان ملل متحد تضمین کنند چون برداشت مشترک در مورد این حقوق و آزادی ها برای اجرای کامل این تعهد کمال اهمیت را دارد مجمع عمومی این اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را آرمان مشترک تمام مردم و ملت ها اعلام می کند تا همه ی افراد وتمام نهاد های جامعه این اعلامیه را همواره در نظر داشته باشند وبکوشند به یاری آموزش وپرورش رعایت این حقوق و آزادی ها را گسترش دهند و با تدابیر فزاینده ی ملی و بین المللی شناسایی و اجرای جها نی و موثر آنها را چه در میان خود مردم کشور های عضو وچه در میان مردم سرزمین ها یی که در قلمرو آنها هستند تامین کنند .

 

ماده 1

تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روحیه ای برادرانه رفتار کنند.

 

ماده2

هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز بویژه  از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب  ،عقیده ی سیا سی یا هر عقیده ی دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت  ولادت یا هر موقعیت دیگر از تمام حقوق و کلیه ی آزادی هایی که در اعلامیه ی حاضر ذکر شده است بهره مند گردد . به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیا سی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . خواه این کشور مستقل  تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکلی محد ود شده با شد .

 

ماده3

هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .

 

ماده 4

هیچ کس را نباید در برد گی و بندگی نگه داشت بردگی و دادو ستد بردگان به هر شکلی که با شد ممنوع است.

 

ماده5

هیچ کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظا لمانه ، ضد انسانی یا تحقیر آمیز قرار گیرد .

 

ماده6

هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی اش در همه جا به رسمیت شناخته شود .

 

ماده7

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه ی حاضر باشد و بر ضد هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور مساوی از حمایت قانون بهره مند شوند .

 

ماده8

در برابر اعمالی که به حقوق اسا سی فرد تجاوز کنند حقوقی که قانون اسا سی یا قوانین دیگر برای او به رسمیت شناخته است هر شخصی حق مراجعه به دادگاه های ملی صالحه را دارد .

ماده9

هیچ کس را نباید خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید کرد .

ماده10

هر شخص با مساوات کامل حق دارد که دعوایش در دادگاهی مستقل و بی طرف ، منصفانه و علنی رسیدگی شود و چنین دادگاهی در باره ی حقوق و الزامات وی یا هر اتهام جزایی که به او زده شده باشد تصمیم بگیرد .

 

ماده11

الف)   هر شخصی که به بزه کاری متهم شده با شد بی گناه محسوب می شود تا هنگامی که در جریان محاکمه ای علنی که در آن تمام تضمین های لازم برای دفاع او تامین شده با شد ، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

 

ب )هیچ کس برای انجام دادن یا انجام ندادن عملی که در موقع ارتکاب آن ،به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است ، محکوم نخواهد شد . همچنین هیچ مجازاتی شدیدتر از مجازاتی که در موقع ارتکاب جرم به آن تعلق می گرفت ، در باره ی کسی اعمال نخواهد شد .

 

ماده12

نباید در زند گی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامت گاه یا مکاتبات هیچ کس مداخله های خود سرانه صورت گیرد یا به شرف و آبرو و شهرت کسی حمله شود . در برابر چنین مداخله ها و حمله هایی ، برخورداری از حمایت قانون حق هر شخصی است .

 

ماده 13

الف) هر شخصی حق دارد در داخل کشور خود آزادانه رفت و آمد کند و محل  اقامت خود را انتخاب نماید.

 

ب) هر شخصی حق دارد هر کشوری ، از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خویش باز گردد .

         

ماده14

الف) در برابر شکنجه ،تعقیب و آزار ،هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در کشور های دیگر را دارد.

 

 ب)در موردی که تعقیب واقعا در اثر جرم عمومی و غیر سیا سی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد ،نمی توان از این حق استفا ده نمود.  

 

 ماده15         

 

الف)هرکس حق دارد ،که دارای تابعیت باشد.

 

ب)هیچ کس را نباید خود سرانه از تابعیت خویش ، یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.   

            

ماده16

الف) هر مرد و زن بالغی حق دارند بدون هیچ محد ودیتی از حیث نژاد، ملیت، تابعیت یا دین با همدیگر ازدواج کنند و تشکیل خانواده دهند . در تمام مدت زنا شویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند .

 

ب)ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد صورت گیرد.

 

ج) خانواده رکن طبیعی و اسا سی جامعه است و باید از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

 

ماده17

 

الف)هر شخص به تنهایی یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد.

 

 

ب) نباید هیچ کس را خود سرانه از حق مالکیت محروم کرد.

 

ماده18

هر کس حق دارد از آزادی اندیشه،وجدان ومذهب بهره مند شود . این حق مستلزم آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شا مل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هر کس می تواند از این حقوق به طور خصوصی یا عمومی برخوردار باشد.

 

ماده19

هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق مستلزم ان است که کسی از داستن عقاید خود بیم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دریافت و انتشار اطلاعات و افکار ،به تمام وسایل ممکن بیان و بدون ملاحظه مرزی آزاد باشد.

 

ماده20

الف) هر شخصی حق دارد از آزادی تشکیل اجتماعات ، مجامع و انجمن های مسالمت آمیز بهره مند گردد.

 

ب) هیچ کس را نمی توان به شرکت در اجتماعی مجبور کرد.

 

ماده21

الف) هر شخصی حق دارد در اداره ی امور عمومی کشور خود ، مستقیما یا به وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند شرکت جوید.   

 

ب) هر کس حق دارد با شرایط برابر به مشاغل عمومی کشور خود دست یابد.

 

ج) اراده ی مردم ، اساس قدرت حکومت است این اراده باید در انتخاباتی سالم ابراز گرددکه به طور ادواری صورت می گیرد . انتخابات باید عمومی ،با رعایت مساوات و با رای مخفی یا به روشی مشابه برگزار شود که آزادی رای را تامین کند.

 

ماده22

هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله ی مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را که مستلزم مقام و رشد آزادانه ی شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.

 

ماده23

 الف) هر شخصی حق دارد کار کند ، کار خود را آزادانه انتخاب کند، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در برابر بی کاری حمایت شود.

 

ب) همه حق دارند بدون هیچ تبعیضی ، در مقابل کار مساوی مزد مساوی دریافت نمایند.

 

ج) هر کسی که کار می کند حق دارد مزد منصفانه و رضایت بخشی دریافت کند که زندگی او و خانواده اش را موافق حیثیت و کرامت انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با دیگر وسایل حمایت اجتماعی تکمیل نماید.

 

د) هر کس حق دارد برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد یا به اتحادیه های موجود بپیوندد.

ماده24

هر شخص حق استراحت ، فراغت ، و تفریح دارد به ویژه باید از محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی ها و تعطیلات ادواری با دریافت حقوق بهره مند شود.

 

ماده25 

الف ) هر شخصی حق دارد که از سطح زند گی مناسب برای تامین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش ، به ویژه از حیث خوراک ، پوشاک ، مسکن ،مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری بهره مند شود همچنین حق دارد در مواقع بی کاری ، بیماری ، نقص عضو ،بیوگی ،پیری یا در تمام موارد دیگری که به عللی مستقل از اراده ی خویش وسایل امرار معا شش را از دست داده باشد ، از تامین اجتماعی بهره مند گردد.

 

ب) مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مرقبت ویژه برخوردار شوند . همه ی کودکان ، اعم از آن که در پی ازدواج یا بدون ازدواج زاده شده باشند ، حق دارند از حمایت اجتماعی یکسان بهره مند گردند.

 

ماده 26

الف) هر شخصی حق دارد از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش و دست کم آموزش ابتدایی و پایه باید رایگان باشد. آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش فنی و حرفه ای باید همگانی شود و دست یابی به آموزش عالی باید با شرایط تساوی کا مل برای همه امکان پذیر باشد تا هر کس بتواند بنا به استعداد خود از ان بهره مند گردد.

 

ب) هدف آموزش و پرورش باید شکوفایی همه جانبه ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی  های اساسی باشد . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام به عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه ی فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید.

 

ج) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود بر دیگران حق تقدم دارند. 

 

ماده27

الف) هر شخصی حق دارد آزادانه در زند گی فرهنگی اجتماع سهیم و شریک گردد واز هنر ها به ویژه از پیشرفت های علمی و فواید ان بهره مند شود .

 

ب) هر کس حق دارد از حمایت معنوی و مادی آثار علمی ، ادبی یا هنری برخوردار گردد.

 

ماده28

هر کس حق دارد خواستار نظمی باشد که از لحاظ اجتماعی و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گرد یده ، تامین کند و آن ها را به مورد عمل بگذارد.

 

ماده29

 الف) هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزادانه و همه جانبه ی او را ممکن سازد.

 

ب) هر کس در اعمال حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محد ودیت هایی است که به وسیله ی قانون ، صرفا به منظور شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه ی دموکراتیک وضع گردیده است.

 

ج) این حقوق و آزادی ها در هیچ موردی نباید بر خلاف هدف ها و اصول ملل متحد اجرا شوند.

 

ماده30

هیچ یک از مقررات اعلامیه ی حاضر نباید چنان تفسیر شود که برای هیچ دولت ، جمعیت یا فردی متضمن حقی باشد که به موجب آن برای از بین بردن حقوق و آزادی های مندرج در این اعلامیه فعالیتی انجام دهد یا به عملی دست زند .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 9:17 بعد از ظهر  توسط رحیم  |